می بینی ؟؟؟

زمستان هم رفتارش عاشقانه بود ...

فقط ادعا می کرد سرد و یخی است ...

گوشت را بیاور جلو" بین خودمان باشد دلش گیر بهار بود "...

انگار زمستان هم عاشق بهار شده بود ...

اول گرد و خاک کرد ... 

بعد بغض کرد و بغضش ترکید ... 

دلم نیامد به او بگویم وقتی به بهار می رسی که تمام شده ای ...